ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
63
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
به تلخى گذشت . يوم پنجشنبه بيستم : صبح از سور حركت و روانهء استراپل شديم . هشتاد ورث اروسى كه سيزده فرسنگ و كسرى « 1 » ايرانى بوده باشد مسافت آن راه بود . چون در اين روزها كيفيت گاريتسوارى و تفصيل ورث قلمى نشده ، علت اين بوده كه راه ناهموار و تل و ماهور بوده مشخص نمىشد ، و از اين منزل كه راه صاف و بيابان است و رفتن گاريت و ورث خوب مشخص مىشود ، تفصيل قلمى مىشود . طايفهء روسيه همچنانكه در ايران فرسنگ مىگويند ، آنها ورث مىگويند و از قراريكه بر ما مشخص شد شش ورث يك فرسنگ ايران است و خلاف ندارد . تفصيل گاريت نيز بر اين طريق [ است ] . كه از چوب چيزى مىسازند كه مىتوان در آن چهار نفر يا كمتر نشسته باشند ، و توى آن را اغلب مخمل يا ماهوت يا تيماج خوشرنگ آنچه خواسته باشند مىكنند . بيرون آن را رنگ و نقاشى ، هر قسم خواسته باشند مىنمايند و آن را به تسمه و قلاب و اسباب آهن چند مستحكم بر روى عراده قرار مىدهند . از دو اسب الى ده اسب به بندها و تسمهها به آن مىبندند . و يكى پيش ، سوار يكى از اسبها مىشود ، و ديگرى مكانى دارد بيرون گاريت در پيش رو مىنشيند . اغلب در عقب گاريت هم مكانيست كه يكنفر و دو نفر ايستادهاند . به اين طريق اسبها را به سرعت دوانيده مىروند . بسيار اتفاق افتاده كه در ساعتى راه بسيار طولانى را طى كردهاند و نشستن در گاريت استراحت بسيار دارد . بطريق ننى كه به جهت اطفال انجام مىدهند ، و روى عراده به تسمه و قلاب بسته شده كه مطلقا حركت و تكان ندارد . خصوص بهجهت سوارى آن كه هنگام برف و بارش شدت سردى هوا همينقدر كه درب آن را بسته باشند ديگر هيچ نقصى ندارد ، و برف و بارش و سرما چندان اثرى در آن نمىكند . اگرچه مادام كه راه عبور آن صاف و وسيع نباشد حسن سوارى آن ظاهر نمىشود . در ايران و راههاى آنجا و كوچههاى اصل شهرهاى ايران پستى و بلندى بسيار است و از اين جهت ممكن نمىشود ، اما اگر گاريت مصطلح مىشد بد چيزى نبود . لكن ممكن نيست و سرعت رفتن گاريت و عراده به مرتبه است كه از پتربورغ الى تفليس كه قريب به سه هزار ورث يعنى پانصد فرسنگ ايران مىباشد مكرر چاپار كه آن را اروس كريل مىگويند چهارده روز پانزده روز رفته است . و نوشتجات رسانيده است . بعضى اوقات زودتر هم اتفاق افتاده ، اما مكرر شده كه چهارده و پانزده روز رفته و رسيده است . كرايهء دو اسب و اخراجات دو نفر آدم از تفليس الى پتربورغ سيصد تومان وجه اروس كه سى و پنج شش تومان پول ايران بوده باشد مىشود . سرعت آنها هم به اين مرتبه است و جهت اين است كه در بين راه پنج فرسنگ به پنج فرسنگ كمتر بيشتر قراول خانهها و منزلخانهها ساختهاند و در آنجا جمعيت و اسب گذاشتهاند . بمحض رسيدن چاپار يا مترددين اسب عراده و گاريت را باز كرده در آنجا مىگراند و از آنجا اسب تازه هر قدر در كار باشد آورده مىبندند . و سوار شده روانه مىشوند . در همهء منزل - خانهها ، اسب موجود و آماده است . به محض رسيدن مترددين حاضر كرده عوض مىكنند
--> ( 1 ) - متن : كثرى